تبلیغات

تاریخ انتشار : 5 آذر 1396 - 13:42  |  
کد مطلب: 8294
امام جمعه موقت سرایان گفت:عصرزعامت وامامت حضرت امام حسن عسکری(ع)یکی از دشوارترین روزگارها در عصر امامت ائمه معصومین بوده است.

حجت الاسلام یوسفپورامام جمعه موقت سرایان امروز صبح درگفت وگو با سرایان بیدار گفت:، دوران امامت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از دشوارترین دوران امامت وزعامت ائمه معصومین (ع) بوده است .
وی افزود: در آن زمان، فتنه های فراوانی رخ داد و شبهه های زیادی درباره امامت آن حضرت پدید آمد؛ به گونه ای که تنها عده ای اندک از دوستان و یاران خاص ایشان عقیده و ایمان خالص و ناب خود را از گردباد فتنه ها و توفان شبهه ها ایمن نگه داشتند و تا پایان عمر بر اعتقاد به امامت آن حضرت باقی ماندند.
امام جمعه موقت سرایان اظهارکرد:تدبیرهای شگرفی که آن حضرت برای حفظ جایگاه امامت و راهنمایی امت و حفظ جان شیعیان ـ به رغم آن همه وسوسه ها و دسیسه ها و دشمنی ها ـ به کار برد، خواندنی و شگفت‎انگیز است. آگاهی از این تدبیرها، برگی است از دفتر امام شناسی و معرفت به چگونگی انجام رسالت آن حضرت در آن روزگار دشوار.
یوسفپورگفت:بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارش های غیبی و اقدامات شگفت امام حسن عسکری علیه السلام، بیش از صد مورد نقل شده است. به نظر می رسد علت این مسئله، شرایط نامساعد و جوّ پراختناقی بود که امام یازدهم و پدرش امام هادی علیه السلام، در آن زندگی می کردند؛ زیرا از وقتی امام هادی علیه السلام ازسراجباربه سامرا منتقل گردید، به شدت تحت مراقبت بود. ازاین رو، امکان معرفی فرزندش «حسن» به عموم شیعیان در مقام امام بعدی وجود نداشت و اصولاً این کار، حیات او را از سوی حکومت وقت، با خطر روبه رو می‎ساخت. به همین دلیل، کار معرفی امام عسکری علیه السلام به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این خصوص، در ماه های پایانی عمر امام هادی علیه السلام صورت گرفت؛ به طوری که هنگام رحلت آن حضرت، هنوز بسیاری از شیعیان از امامت امام حسن عسکری علیه السلام آگاهی نداشتند.
وی خاطرنشان کرد:گویا عامل دیگری نیز دراین زمینه بی تأثیر نبوده و آن، باور گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی» برادرامام عسکری درزمان حیات امام هادی علیه السلام بوده است.
امام جمعه موقت سرایان بیان داشت: پس ازشهادت حضرت هادی علیه السلام، گروهی ازخیانت کاران ونادانان، همچون »ابن ماهویه» این پنداررا دستاویزقراردادند وبه اغوای مردم و منحرف ساختن افکار از امامت حضرت عسکری پرداختند.
یوسفپوراظهارداشت: این عوامل دست به دست هم داده، موجب شک و تردید گروهی ازشیعیان درامامت آن حضرت درآغاز گردیده بود؛ چنان که برخی ازآنان درصدد آزمایش امام برمی آمدندوبرخی دیگردراین زمینه به حضرت نامه می‎نوشتند. این تردیدها به حدی بود که امام در پاسخ گروهی ازشیعیان، با آزردگی نوشت: «هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده اند». وی تصریح کرد:نقل های متعدد درکتاب‎ها ومنابع قدیم، از گفت وگوها و اختلاف‎ها برسرموضوع امامت آن حضرت سخن می گوید. برای نخستین باردرتاریخ امامت، درمنقولاتِ مربوط به این دوره می بینیم برخی ازبه اصطلاح شیعیان، درباره پاکی و تقوای عملی آن امام معصوم مظلوم، سخنان بی ادبانه می گفته و القای شبهه می کرده اند، و برخی دیگر ازهمان ناپاکان مدعی می شدند دانش امام را سنجیده و آن را درسطح دانش کامل که برای ائمه لازم است نیافته اند.
امام جمعه موقت سرایان افزود:بازگویی و یادآوری این بی حرمتی ها برای عاشقان و ارادتمندان آستان ولایت، بسیار دردناک و رنج آور است، ولی گویا توجه به آن برای تذکروعبرت لازم باشد؛ که شاید همین ناسپاسی ها و کفران نعمت ها موجب شد سرانجام، جامعه تشیع از نعمت حضور امام معصوم محروم گردید؛ چنان که خود حضرت عسکری علیه السلام دربرخی از مکاتبات خویش به امکان سلب نعمت های الهی در صورت تداوم و استمرار شیعیان در نافرمانی وعدم قدردانی از مقام امام، اشاره فرموده اند.
 
یوسفپوربیان نمود:نکته دیگر درباره زندگی امام حسن عسکری علیه السلام آنکه، سال هایی که ایشان در سامرا می زیست، به جز چند نوبتی که به زندان افتاد، در صورت ظاهر همانند شهروندی عادی زندگی می کرد. طبعاً رفتار وی به طور محتاطانه ای زیر نظر حکومت قرار داشت. روشن است که امام عسکری علیه السلام همانند دیگر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا، که مدینه را برای زندگی برمی‎گزید. در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا، جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه، توجیه دیگری نمی تواند داشته باشد. این مسئله، به علت وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدت ها قبل شکل گرفته بود، در نظر خلیفه اهمیت فراوانی داشت و موجب نگرانی می شد و وحشت او را فراهم می آورد؛ چیزی که می بایست به گونه ای کنترل می شد.
وی عنوان کرد:به همین دلیل، از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دارالخلافه حاضر شود. چنین حضوری گرچه در ظاهر، نوعی احترام برای آن حضرت پنداشته می شد، در واقع تنها وسیله کنترل او بود.
امام جمعه موقت سرایان گفت:مسئله مهم دیگری که بر مشکلات این دوره شیعیان افزود و در آینده در تشدید تنش هایی که پس از رحلت امام عسکری علیه السلام در جامعه تشیع پدیدار شد، نقش اساسی داشت، موضوع دعوی امامت برادر ناتنی آن حضرت، جعفر بود که بعدها بین شیعیان به «جعفر کذّاب» موسوم شد. جعفر گروهی کوچکی دور خود جمع کرد. این گروه بسیار فعال و پر سر و صدا و در مخالفت با امام عسکری علیه السلام و شیعیان آن حضرت بی ادب و بی پروا بودند. آنان درباره دانش حضرت عسکری علیه السلام بر احکام شریعت، سخنان نادرستی می گفتند و هواداران آن امام را بی شرمانه «حماریه» لقب می دادند. برخی تا آنجا پیش رفتند که امام معصوم و هواداران آن حضرت را کافر می خواندند. بدین ترتیب این مقدمات، موجب پیدایش دشمنی شدید میان جعفر و شیعیان حضرت عسکری علیه السلام گردید و از این پس، حضرت عسکری علیه السلام تا پایان عمر به کلی با جعفر متارکه فرمود و دیگر با او سخن نگفت و جعفر نیز تا پایان عمر ایشان همچنان به فتنه انگیزی و شرارت ادامه داد.
یوسفپور اظهارکرد:با توجه به این مسائل بود که چنان که از پرسش‎های مردم از امام عسکری علیه السلام برمی آید، شیعیان از همیشه نگران تر بودند که اگر حضرت بدون فرزندی وفات کند، تکلیف امامت چه خواهد شد؛ چون امام، برادری جز جعفر نداشتند. تازه اگر برادر دیگری هم بود، انتقال امامت از برادر به برادر جز درباره امام حسن و امام حسین علیهما السلام امکان نداشت و مبانی اعتقادی شیعه امامی به کلی فرو می ریخت.
وی بیان کرد:در چنین زمینه ای بود که خداوند، وجود مقدس حضرت ولی عصر را به جهان و جهانیان و به ویژه جامعه تشیع کرامت فرمود و تکلیف مسئله امامت را ـ که نزد خداوند روشن بود ـ از نظر ظاهری نیز به سیر مقدّر و طبیعی خود ادامه داد. به یقین مولودی در اسلام، مبارک تر از این مولود، پا به جهان ننهاد.
انتهای پیام/

نظر شما